الشيخ الصدوق ( مترجم : تهراني )

825

علل الشرايع ( فارسي )

نيز به متابعت ايشان در آن عيد شركت نمود به آنها گفت : به خدا ايمان آوريد . گفتند : تو اگر پيامبر هستى براى ما دعا كن كه خدا طعامى همرنگ لباس ما حاضر كند ، لباس آنها زرد رنگ بود . آن پيامبر چوب خشكى را آورد پس خداوند متعال را خواند و از ذات جلالش خواست آن چوب را سبز كند ، چوب سبز شد و ميوه آورد و ميوه اش زرد آلو بود ، آنها جملگى از آن ميوه خوردند ، هر كس از آن ميوه خورد و نيّت داشت كه مسلمان شود هسته در جوف زرد آلويى كه خورده بود شيرين در آمد و آن كس كه ميوه را خورد و نيّت داشت كه به دست آن پيامبر مسلمان نشود هسته در جوف زرد آلويى كه خورد بود تلخ از كار در آمد . باب سيصد و هفتاد و ششم سرّ پيدا شدن كرم در ميوه ها و علَّت آفرينش جو و سبب خلقت ذرّت و هيج و شلغم به اشكال و صورى كه دارند حديث ( 1 ) احمد بن محمّد بن عيسى علوى حسينى از محمّد بن اسباط از احمد بن محمّد بن زياد ، از ابو الطيّب احمد بن محمّد بن عبد الله ، از عيسى بن جعفر علوى عمرى ، از پدرانش ، از عمر بن على از پدر بزرگوارش على بن ابى طالب عليه السّلام نقل كرده كه آن جناب فرمودند : نبى اكرم صلَّى الله عليه و آله و سلَّم فرمودند : برادرم عيسى عليه السّلام به شهرى عبور كردند كه در ميوه درختانشان كردم بود ، مردم آن ديار شكايت نزد حضرت كرده و از بودن كرم در ميوه ها اظهار ناخرسندى نمودند . حضرت فرمود : دواء اين آفت نزد خود شما است و شما از آن بىاطَّلاع هستيد شما وقتى درختان را مىكاريد ابتداء خاك ريخته و سپس آب مىريزيد در حالى كه اين طور نيست بلكه سزاوار است اوّل آب پاى ريشه درختان ريخته ، سپس خاك بريزيد تا در مويه ها كرم پيدا نشود . مردم به دستور جناب عيسى از نو درختان را به شرحى كه ايشان دستور داده بودند كاشتند و كرمها از ميوه ها زايل گشت . حديث ( 2 ) و با همين اسناد منقول است كه از حضرت امير المؤمنين على بن ابى طالب عليه السّلام